يحيى دولت آبادى

139

حيات يحيى ( فارسى )

بدست بلشويكها ميفتد تنها يك عده از صاحبمنصبان و افراد نظامى بحرى آنها در ايران ميمانند . اينجا چند كلمه از وضع حكومت گيلان در اين ايام و مناسبات آن با جنگل و جنگليان بنويسيم تا مطلب واضح گردد . كار حكومت گيلان مشكل شده بسيار هم مشكل شده است چه محذورات اطراف بحر خزر و جنگل از هرطرف او را احاطه كرده متصديان كار حكومت هم غير از منافع شخصى و مداخل نمودن كارى ندارند . حكومت گيلان با عبد الحسين خان سردار معظم بجنوردى خراسانى بوده است كه شخص بىبندوبار و خارجه دوست مىباشد و عمليات او در گيلان پسنديده نبوده است وثوق الدوله او را معزول كرده كسى را بجاى وى منصوب ساخته كه مساوى اعمالش بيشتر و صلاحيتش براى اين كار از سلف خود كمتر است و آن ميرزا احمد خان آذرى است اين شخص رياست ماليه گيلان را داشته بعد از عزل سردار معظم كفيل حكومت مىشود آذرى سفرهء حقه‌بازى خود را در گيلان پرآشوب گسترده ميخواهد جنگل را هم جزو اسباب‌بازى خود قرار بدهد و بعنوان اصلاح كار جنگل تقربى حاصل كرده حاكم گيلان بگردد . آذرى وثوق الدوله را فريب ميدهد و براى برهمزدن كار جنگل پول زيادى از او ميگيرد و يك چند تن از همراهان ميرزا كوچك خان را با تفتينى كه ميان آنها مىكند با خود همراه ميسازد ميخواهد بدست آنها كار جنگل را بسازد آذرى بحكومت مركزى وانمود مىكند كه جنگليان بستوه آمده بيچاره شده‌اند و ناچار از صلح و سازش هستند و در اين زمينه تلگرافهائى مشعر بر اظهار اطاعت و انقياد از ميرزا كوچك خان بوثوق الدوله مخابره مينمايد كه تا اينوقت نگارنده شك دارد كه آيا همهء آنها ساختگى بوده است يا بعضى از آنها بهرصورت از طرف وثوق الدوله هم جوابهاى مهرآميز با نهايت ادب داده مىشود و در روزنامهاى تهران و گيلان مندرج ميگردد هياهوى به آخر رسيدن داستان جنگل بدست تدبير وثوق الدوله و با حسن كفايت آذرى كفيل حكومت گيلان نه تنها در سرتاسر ايران بلند مىشود بلكه بخارج هم ميرسد و بعد از حركت شاه از